فضائل امام علی (ع) در زیارت غدیریه امام هادی(ع)
93 بازدید
تاریخ ارائه : 10/21/2013 11:03:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

فضائل امام علی (ع) در زیارت غدیریه امام هادی(ع)از مهمترین زیارات ائمه اطهار(ع)در نزد شیعیان ،توجه و اهتمام به زیارت روز عید غدیر است غدیرروزی است که پیامبراسلام صلی الله و علیه وآله وسلم راه هدایت ورشد امت را مقرر کرد. غدیرالگوی کامل حکومت اسلامی بشمار می رود وروزجاویدان است که بعنوان سمبلی چراغ راه سعادت بشریت در دنیا و آخرت توسط پیامبر اسلام بنیان گذاشته شد.حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله وسلم) با تعیین جانشینی آقا امیرالمومننین(ع) به خلافت و جانشینی خود، رسالت یکصد وبیست و چهارهزارپیامبر خدا را به اتمام رساند ، که اگر این کار را انجام نمی داد، به فرموده خداوند ،رسالت همه آنها نیمه تمام باقی می ماند . یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ(المائدة/67)*زیارت امیرالمومنین(ع) در روزغدیرتوسط امام هادی(ع)حضرت امام هادی(علیه السلام) درسالی که معتصم عباسی او را مدینه به سامرا فراخواند ،جدبزرگوار خودآقا امیرالمومنین علی(علیه اسلام) را در روز غدیر زیارت کرده است . آن حضرت جد بزرگوارخود را با باشکوه ترین زیارات ،زیارت کردند ،این امام همام در متن زیارت ازفضایل امیرالمومنین(ع) سخن های فراوانی به میان آورده است . و تمام مشکلات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی که آنحضرت با آن روبرو بوده را بیان کرده است که به فرازهای از این زیارت اشاره می شود . *علی (ع)اولین کسی که به پیامبر(ص)ایمان آورد.امام هادی (ع) در زیارت غدیریه خود به صراحت بیان می کند که اولین کسی که به پیامبر (ص) ایمان آورد علی (ع) بود، ایشان خطاب به جد بزرگوار خود بیان می دارند؛ وانت اوّل مَن آمن بالله وصلی له،وجاهد و ابدی صفحته فی الدار الشرک والارض مشحونه ضلاله و الشیطان یبعد جهره ... »وتو اولین کسی هستی که به خدا وایمان اورده و برای خداوند نماز بجا آوردی و در زمانه ای که زمین پراز گمراهی بود و شیطان با آواز بلند عبادت می شد رودرروی شرک و کفر نهاده با انها جهاد نمودی .... *علی (ع) وجهاد درراه خدا از نگاه امام جواد(ع)حضرت امام هادی (ع) با ظرافت تمام در زیارت غدیریه خود ، شجاعت، استقامت و ایستادگی حضرت امیرالمومنین(ع) را بیان می کند و جنگ های که حضرت علی(ع) جانثاری در راه دین اسلام و پیامبرخدا کرده اند را بیان می کند ..مشکلات و سختی های که برمسلمانان وارد می آمد تو آنها را مسلمان دور می ساختی ... وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا(الأحزاب/10) هُنَالِکَ ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا(الأحزاب/11).*طردتفرقه افکنان برای حفظ اتحاد امت امام هادی(علیه‌السلام) برای حفظ اتحاد جامعه، تفرقه‌افکنانی را که از نام شیعه سوء استفاده می کردند را طرد وافرادی که دارای اندیشه های انحرافی بودند را به جامعه معرفی می‌کرد.محمد بن عیسی نقل می کند: امام علی النقی(علیه‌السلام) در نامه‌ای به من نوشتند: خدا علی حسکه قمی و قاسم یقطینی را لعنت کند! شیطان به نظر قاسم آمده و با القای سخنان فریبنده، او را مغرور کرده است.[1]صراحت بیان امام هادی (ع) در این نامه به خوبی نشان می دهد که چگونه حضرت با عناصر تفرقه افکن را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد و آنها را از جامعه شیعی و اسلامی طرد می کند؛این دوشخص افرادی بودند که ادعاهای کذب، و غلو آمیزی را برای ایجاد اختلاف بین شیعیان مطرح می کردند . امام علی النقی (ع)هرگاه می دیدند افرادی در جامعه باعث انحراف و کجروی افرادی دیگر می شوند بلافاصله تذکر و یا با تمام قدرت در مقابل آنها ایستادگی می کردند و آنها را به جامعه معرفی می کردند.*فارس بن حاتم یار بی بصیرت یکی دیگر از چهره های که امام او را از خود طرد و چهره اش را به شیعیان نمایان ساخت ؛ فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی است ؛ او در ابتدا از یاران نزدیک امام هادی(علیه‌السلام) و نماینده آن حضرت بود؛ اما بعدها هواهای نفسانی و حب ریاست و دنیاپرستی باعث خروج او از مسیر حقیقت شد و به ترویج بدعت و اعتقادات کفر‌آمیز و انحراف مردم از حق پرداخت و بطورعلنی در صفوف شیعیان اختلاف افکنی را آغاز کرد ؛چون خیلی از مردم به زعم اینکه او هنوز از یاران امام هادی (ع) است؛ لذا بعد از اوج گیری اختلاف بین صفوف شیعیان ،ابراهیم بن محمد به امام هادی(علیه‌السلام) نامه‌ای نوشت و در مورد سخنان اختلاف انگیز وی پرسش کرد. درنامه ای ابراهیم بن محمد چنین می خوانیم ؛ شما هر مشکلی داشتید، از علی بن جعفر بپرسید و از فارس دوری کنید (مبادا با اعمال خود فارس را تقویت کنید) و اجازه ندهید او در کارهای دینی شما دخالت کند. ان شاء الله تو و تمام هم‌شهریانت که پیرو تو هستند، اطاعت خواهید کرد و من از نیرنگ‌های او به مردم آگاهم؛ هرگز به فارس اعتنا نکنید«فدایت شوم! فارس قزوینی با علی بن جعفر یمانی در مسائل اسلامی اختلاف شدیدی دارند. آن دو چنان از هم متنفرند که از یکدیگر برائت می‌جویند. اگر صلاح می‌دانید، ما را به سوی حق رهنمون شوید و تکلیف ما را مشخص سازید که مسائل دین خود را از کدام یک بپرسیم و ما به رهنمایی بسیار نیازمندیم».حضرت امام علی النقی (ع) در پاسخ می نویسد :«اینجا جای شک و تردید و جای پرسش نیست. مقام علی بن جعفر یمانی بالاتر از این سخنان است که شما او را با فارس قزوینی مقایسه کنید. خداوند مقام او را بزرگ داشته است. شما هر مشکلی داشتید، از علی بن جعفر بپرسید و از فارس دوری کنید (مبادا با اعمال خود فارس را تقویت کنید) و اجازه ندهید او در کارهای دینی شما دخالت کند. ان شاء الله تو و تمام هم‌شهریانت که پیرو تو هستند، اطاعت خواهید کرد و من از نیرنگ‌های او به مردم آگاهم؛ هرگز به فارس اعتنا نکنید».[2]*حب دنیا موجب بی بصیرتی می شود.بااینکه امام هادی (ع) فارس قزوینی را ازاعمال کفر آمیزش بازداشت ولی او همچنان بر گرفتن وجوهات اصرار داشت و آنها را برخلاف مصالح دین و بدون رضایت امام هادی(ع) هزینه می کرد .بطوری که می توان یکی از مهم‌ترین عوامل لغزش فارس قزوینی، را در دنیا دوستی و ریاست طلبی او دانست . که او را از امامت دور کرد و به سوی باطل کشانید. فارس آنچنان در کارهای خودش راه افراط را در پیش گرفت که امام علیه السلام سرانجام حکم ارتداد او را صادر کردند :او در این مسیر چنان افراط کرد که حکم ارتداد و کفر وی از سوی امام(علیه‌السلام) صادر شد. متن حکم حضرت امام هادی(علیه‌السلام) در مورد این عنصر فتنه‌انگیز این گونه بود:«هذا فارِسْ ـ لعنه الله ـ یَعْمَلُ مِنْ قِبَلی فتّاناً داعیاً اِلیَ اِلبدَعةِ وَ دَمُهُ هَدَرٌ لِکُلِّ مَنْ قَتَلَهُ، فَمَنْ هذا الذّی یُریحُنی مِنهُ یَقْتُلُهُ وَ اَناَ ضامنٌ لَهُ عَلیَ اللهِ الْجَنَّةَ؛ فارس بن حاتم ـ که خدا او را لعنت کند ـ خود را نماینده من می‌داند؛ در حالی که او شخصی فتنه‌ساز و تفرقه‌انداز است، مردم را به سوی بدعت می‌خواند. قتل او واجب است و هر کس او را بکشد و مرا از شرّ او راحت کند، بهشت را برایش ضمانت می‌کنم». مدتی از صدور این حکم گذشت و کسی موفق به قتل او نشد؛ تا اینکه امام(علیه‌السلام) یکی از یاران شجاع و متعهد خود را به نام جنید احضار کرد و به او فرمود: تو مأموریت داری آن مرد تفرقه‌افکن را به قتل برسانی و شیعیان را از سخنان تفرقه‌آمیز وی راحت کنی. بعد مبلغی به وی داد تا سلاحی تهیه کند. جنید نیز وی را هنگامی که از مسجد خارج می‌شد، او را به سزای اعمال ننگینش رسانید و به برکت دعای امام، جنید مورد سوء‌ظن قرار نگرفت. آن حضرت جنید را که این عامل تفرقه‌افکن را از میان برداشته بود، مورد تفقد و تشویق قرار داد و جنید تا زمان رحلت امام عسکری(علیه‌السلام) زنده بود و از ائمه(علیه‌السلام) مستمری دریافت می‌کرد.[3]پی‌نوشت‌ها:1. رجال کشی، ص518.2. رجال کشی، ص523؛ معجم رجال الحدیث، ج14، ص259؛ شاگردان مکتب ائمه(ع)، ج2، ص5.3. معجم رجال الحدیث، ج14، ص259؛ بحارالانوار، ج50، ص205.