اقتصاد و فرهنگ از ره آورد سبک زندگی اسلامی
65 بازدید
تاریخ ارائه : 4/5/2014 5:16:00 PM
موضوع: اقتصاد

اقتصاد و فرهنگ دو مقوله بسیار مهم و ارزشمند از نظر اسلام برای پیش برد اهداف یک جامعه بشمار می رود ، بطوری که در یک نگاه عمیق این دو را نمی توان جدای از هم در نظر گرفت . جامعه ای می تواند بطور قاطع پله های موفقیت را طی کند که مولفه مهمی همچون اقتصاد را در درون خود نهادینه و بومیسازیکرده باشد.

اگر توانست زیر ساخت های تولید ثروت را در درون خود بوجود آورد قطعا می تواند افق های دور دست خود را به خوبی رصد کرده و گام های استواری را برای نیل به آن اهداف بردارد .

برای رسیدن به هدف باید مولفه بسیار مهم دیگر یعنی «فرهنگ» را نیز با توجه به اموزه های دینی و اسلامی خود تقویت کند، با ایجاد وره آورد فرهنگ مولفه بسیار مهم اقتصاد را در درون خود در یک غالب معینی ایجاد و استوارسازی خواهد کرد .

دین مبین اسلام، برای برآورده کردن اهداف مسلمین ، مولفه های بسیار متقنی پیش روی آنان گذاشته و دستور العمل های ویژه آن را نیز درکتاب هدایت قرآن بیان کرده است .

با مراجعه به روایات و آیات الهی به این مهم به راحتی می توان دست پیداکرد .

اسراف ؛ واژه ای که بنیان برانداز بوده و بسیاری از مشکلات یک جامعه ناشی از اسراف و تبذیر های نارواو بی جا ایجاد می گردد . اسراف نه تنها برای یک شخص بلکه برای کل جامعه مضر بوده و زیر ساخت های پایداری را از بین می برد . خانواده ای که فرهنگ عدم اسراف کاری رادر زندگی خود تعریف جامعه ایکند یقینا می تواند به آرمان های زندگی خوب دست پیداکند. متاسفانه امروزه خیلی از افراد برای اینکه از رقابتچشم و هم چشم داشتیکم نیاورند دست به اسراف های حرام و گناه آلودی می زنند که خسارت های جبران ناپذیر را خودو هزینه های سر سام آوری را برای جامعه ابرجای می گذارد .

هزینه های بی موردی که در زندگی جز «پرت» گرایی چیز دیگری نبوده وخانواده ها را با خود درگیر کرده است. این بلای خانمان سوزجامعه براندازرفته رفته همه گیری را در خود تجریه می کند .

اقتصاد و فرهنگ همان طوری که رهبر معظمانقلاب در شعار آغاز سال یک هزارو سیصد نود و سه خود بیان کردند، عزم ملیو مدیریت جهادی می خواهد .

اگر عزم ملی در ایجاد زیر ساخت های اقتصادی صورت نگیرد شاید نتوان به بدرستیتماماصل هدف که همان بی نیازی جامعه اسلامی از کشور های بیگانه است دست پیدا کند .

عزم ملی در تولیدات با مدیریت جهادی ،گامی است بلند و استوارکه می تواند وضعیت اقتصادی جامعه را به سمت سوی آرمانی شدن سوقدهد.

نگاه های جمعی به تولیدات داخلیو تقویت بنیان های تویدی کشور با مدیریت صحیح و جهاد گونه اندیشه های تولید ثروت را بوجود خواهد آورد .

مهمترین مولفه های تحقق شعار ؛ سال را می توان با اشاره به آیان قرآن و روایات بدین گونه بیان کرد .

*عدالت گستری و عدالت محوری

رفتار انسان‏ها به ویژه در مسائل معیشتى و مادّى تحت تأثیر شدید صفات فردگرایى و زیاده‏ خواهى‏ هاى افراطى است و همین امر سبب شده است تا هرکسی که دارای قدرت و امکانات بیشتری داشت، بتواند بر دیگری سلطه و برتری بفروشد.از برخورد های استثمار گونه برخی افراددر طولتاریخ به خوبی می توان به آن پی برد.

عدالت محوری با مدیریت صحیح و جهاد گونه و تقسیم «حق برای ذی حق» به این مهم دست یافتنی تر خواهد شد .

در تعریف عدالت اقتصادى، دیدگاه‏هاى گوناگونى مطرح است. تعریفى که از جهت استناد، مدرک قابل دفاعى داشته باشد و از جهت عمل بتوان براى آن الگویى عملیاتى طرّاحى کرد، تعریف عدالت اقتصادى به رفع فقر و محرومیّت، ایجاد رفاه عمومى و توازن در ثروت‏ها و درآمدها است.(1) به این بیان که نظام اقتصادى اسلام، تحقّق عدالت در عرصه اقتصاد را از دو طریق دنبال مى‏کند: از یک سو به همه افراد جامعه حق مى‏دهد که زندگى متعارف و آبرومندانه انسانى داشته باشند و از سوى دیگر، با اتّخاذ احکام و روش‏هایى در پى متوازن کردن ثروت‏ها و درآمدها است و در نقطه مقابل هر نوع فقر و محرومیّت و به وجود آمدن فاصله طبقاتى را نتیجه عدم تحقّق عدالت مى‏داند. امام صادق علیه‏السلام :

ان الناس یستغنون اذا عدل بینهم.(2)

اگر میان مردم به عدالت رفتار شود، همه بى‏نیاز مى‏شوند.

دولت اسلامى مسؤولیت دارد با کنترل و نظارت رفتارهاى اقتصادى مردم و از طریق اجراى احکام اقتصادى اسلام در عرصه حقوق مالکیّت، آزادى‏هاى فردى و اجتماعى و مقرّرات توزیع قبل و س از تولید و توزیع مجدّد درآمدها، زمینه رفع فقر و توازن اقتصادى را فراهم سازد.

*قدرت اقتصادى جامعه اسلامى

بر خلاف تصوّر برخى که تحت تأثیر مکاتب انحرافى، جامعه دینى را به ترک دنیا و مواهب الاهى متهّم مى‏کنند، خداوند متعالى امنیّت و توانایى اقتصادى را از شاخصه‏هاى بارز جامعه ایمانى و در مقابل، فقر و ناامنى را نتیجه عصیان و کفران مى‏داند.

خداوند [براى آنان که کفران نعمت مى‏کنند] مثلى زده است: منطقه آبادى که امن و آرام و مطمئن بود، و همواره روزى‏اش از هر جا مى‏رسید؛ امّا به نعمت‏هاى خدا ناسپاسى کردند و خداوند به سبب اعمالى که انجام مى‏دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانید.(3)

پیامبر اکرم صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم نیز در وصف جامعه مطلوب اسلامى در زمان امام زمان ـ عجل‏اللّه‏ تعالى فرج ـ مى‏فرماید:

امّت من در زمان مهدى علیه‏السلام به گونه‏اى نعمت خواهند داشت که هرگز پیش از آن بهره‏مند نبوده‏اند. آسمان پى‏درپى بر آن مى‏بارد و زمین از روییدنى‏هایش هیچ چیزى را در خویش باقى نمى‏گذارد، مگر این که آن را بیرون مى‏آورد.(4)

در کلام امام صادق علیه‏ السلام نیز آمده است:

سه چیز است که همه مردم به آن نیاز دارند: امنیّت، عدالت و فراوانى؛(5)

بنابراین مى‏توان گفت: رسیدن به امنیّت و عدالت و فراوانى، جزو اهداف مطلوب و مورد توجّه نظام اقتصادى اسلام است و این، بدون نظر و مقایسه جامعه اسلامى با دیگر جوامع است. وقتى مسأله ارتباط جامعه اسلامى با اقوام و ملل دیگر مطرح مى‏شود، از آن جا که این جامعه حامل فرهنگ رهایى‏بخش انسان‏ها و گسترش دهنده عدل و قسط در سراسر جهان است، باید وضعیّت اقتصادى و قدرت اقتصادى آن خیلى بیش‏تر از تأمین رفاه عمومى مورد نظر باشد تا اوّلاً جامعه اسلامى در پیمودن مسیر سعادت و کمال، هیچ‏گونه وابستگى به کشورهاى استعمارى و بیگانگان نداشته باشد؛ ثانیا دشمنان اسلام چشم طمع در سرزمین‏هاى اسلامى نداشته باشند، و ثالثا مسلمانان با کمک به ملل محروم و مستضعف بتوانند فرهنگ اسلام را در سراسر گیتى بگسترانند.

به این جهت است که رشد و استقلال اقتصادى به صورت دو هدف ابزارى براى رسیدن به قدرت اقتصادى مطرح مى‏شود و در این صورت، حدیث شریف پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم «اَلْاُسْلاَمُ یَعْلوُ وَ لاَ یُعْلى عَلَیْه»(6) تحقّق عملى مى‏یابد.

وظایف اقتصادى دولت

اسلام از یک سو به هر فردى حق داده است تا از سطح شرافتمندانه زندگى بهره‏مند باشد و از سوى دیگر، دولت را مسؤول تأمین حدّ کفایت اقتصادى خانوارها مى‏داند؛ حدّ کفایتى که شامل تمام ضرورت‏ها و نیازهاى زندگى و در حدّ میانه‏روى و عدم اسراف مى‏شود و متناسب با تحوّل و پیشرفت جامعه تغییر مى‏کند و براى این منظور، وظایف مشخّصى را به عهده دولت گذاشته است.

1. برنامه‏ ریزى براى اشتغال کامل

وظیفه دولت فقط حفظ امنیّت داخلى و پاسدارى از حقوق مالکیّت افراد نیست؛ بلکه دولت همان طور که وسیله‏اى براى ارائه خدمت به مردم و رساندن حق به صاحبان آن است، مسؤول تحقّق پیشرفت و اشتغال در جامعه نیز شمرده مى‏شود و این کار را با فراهم کردن فرصت‏هاى کار و تأمین معیشت افراد از طریق تأسیس مؤسّسات عمومى و راه‏اندازى پروژه‏هاى صنعتى و کشاورزى انجام مى‏دهد. پروژه‏هایى که به افزایش ثروت عمومى کمک کرده، افراد جامعه را در سود آن‏ها شرکت مى‏دهد؛ بنابراین، دولت اسلامى موظّف است با آسان کردن راه‏هاى سرمایه‏گذارى، اعطاى کمک‏هاى مالى و تسهیلات اعتبارى؛ کشاورزان، صنعتگران و بازرگانان را تشویق کند تا زمین‏ها، کشت و صنایع راه‏اندازى شوند، و بازارها رونق یابند.(7)

مطالعه تاریخ صدر اسلام نشان مى‏دهد که پیامبر اکرم صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم پس از هجرت و تشکیل حکومت، در همان حال که درگیر جنگ‏هاى متعدّد با مشرکان قریش و یهودیان بود، از گسترش فعّالیّت‏هاى اقتصادى مردم غفلت نمى‏کرد. حضرت با انجام کارهاى گوناگون، زمینه اشتغال مسلمانان را فراهم مى‏آوردند. گاهى با انعقاد قراردادهاى مزارعه و مساقات بین انصار (صاحبان مزارع و باغ‏هاى مدینه) و مهاجران که شغل و زمینى نداشتند، زمینه اشتغال مهاجران و افزایش بهره‏ورى زمین‏هاى انصار را فراهم مى‏کرد. و گاهى با واگذارى زمین جهت ساخت بازار و حّمام، فعّالیّت‏هاى تجارى و خدماتى را گسترش مى‏داد(8) و این روش در سال‏هاى پس از پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم نیز ادامه داشت. امام على علیه‏السلام والیان را به بهره‏بردارى بهتر از بخش کشاورزى فرامى‏خواند و از آن‏ها مى‏خواهد براى تأمین این منظور، از بار مشکلات کشاورزان بکاهند و منابع کشاورزى در دسترس جامعه را توسعه دهند. وى همانند یک سیاستگذار اقتصادى براى جلوگیرى از رکود فعّالیّت‏هاى کشاورزى در نامه‏اى به مالک اشتر مى‏ نویسد:

هنگام خشکسالى و رکود، از میزان خراج بکاه و از این کار نگران نباش؛ زیرا [در دوره‏هاى بعدى [سبب افزایش درآمد مردم و رونق اقتصاد مى‏شود، و والى مى‏تواند پس از بهبود، دوباره میزان خراج را افزایش دهد.(9)

بهره گیری از سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) ؛ برخورداری از فکر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بویژه حضرت فاطمه زهرا (س) نگاه جهان بینی را در زندکی افراد بوجود می آورد. نگاه جامعه بایدبه سمت سبک زندگیاهل بیت علیهم السلام حرکت کند،اگر نگاه افراد در جامعه توحیدی ؛ یعنی نه مادی ونه التقاطی باشد ،نگاه به تولید نگاه توامان با نگاه اسلامی خواهد بود. اقتصاد بوجود خواهد آمدکه برگرفته از ریشه های الهی و خداگونه است .حکومت الهی و اقتصاد توحیدی موجب بقای جامعه و تداوم اندیشه های ناب است. باید با جدیت تمام از اباحه گری های که عناصر تولید در جامعه را سست می کند دست کشید. این یعنی سبک زندگی فاطمی. اگر خدا و قیامت را از نگاه و فکر جامعه حذف شود ،در هیچ کدام از مولفه های ذکر شده دوام و پایداری نخواهد بود .اتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس و لا تجزی شی عن شی، با چشم قیامت دیده نمی شود با دید قلبی و باور یقینی قیامت دیدنی است.

پی نوشت؛

1. این تعریف با مختصر تفاوتى از تعریف‏هاى شهید آیت‏اللّه‏ صدر و استاد محمدرضا حکیمى گرفته شده است. (ر.ک: سید محمدباقر صدر: اقتصادنا، مکتبة الاعلام الاسلامى، 1375 ش، ص 661 ـ 667؛ محمدرضا حکیمى: الحیاة، ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1370 ش، ج 3، ص 21.

2. کافى: کلینى، ج 3، ص 568.

3. نحل (16): 112.

4. علاّمه مجلسى: بحارالانوار، ج 51، ص 83، ح 37.

5. على بن حسن بن شعبه حرّانى: تحف‏العقول، ص 320.

6. تذکرة الفقهاء، ج 1، ص 446؛ صحیح بخارى، ج 2، ص 117.

7. ابراهیم العسل: توسعه در اسلام، ترجمه عباس عرب‏مازار، شهد، آستان قدس رضوى، 1378، ص 184 و 185؛ سید عباس موسویان: کلّیّات نظام اقتصادى اسلام، ص 80 و 81.

8. سید کاظم صدر: اقتصاد صدر اسلام، ص 66 و 67.

9. سید رضى: نهج‏البلاغه، نامه امام على به مالک اشتر.